تبليغاتX
Best Girl
امروز 

دوشنبه چهاردهم خرداد 1386

سلام

سلام خوبین؟؟منم خوبم مرسی

در رور چند بار از این کلمه ها استفاده میکنیم؟؟چند بار تو

 sms هامون ازشون استفاده می کنیم؟

کلا چه قدر از کارامون که از صبح بیدار میشیم تا شب شبیه روز قبل هست!!!

شما از این تکرارها خسته نیمیشین؟؟؟

چرا باید این طور باشه؟؟

چرا باید زندگی و دنیابه این قشنگی واسه خیلی از ماها

بدون هیجان و انگیزه باشه؟؟

چرا خیلی از ماها شب از کارایی که اون روز انجام دادیم

راضی نیستیم؟؟

خیلی هامون شب به خودمون قول میدیم از فردا عوض شیم

به زندگی بخندیم اما.....

میگم شاید نمیدونیم دنبال چی هستیم؟؟؟

اکثرا از این شاخه به اون شاخه می پرن آخه چرا؟

من میگم هدف واقعی نداریم؟؟یعنی نمیدونیم هدف یعنی چی؟

واسه همونه که وقتی قدم بر میداریم با اراده نیستیم

اکه بدونیم دنیا چیه و ما از اون چی می خوایم همه چی تغییر می کنه

صبح معنی پیدا می کنه.کار معنی پیدا می کنه و دوست داریم

تلاش کنیم خستگی معنی پیدا نمی کنه

همش دوست داریم بریم جلو پیشرفت کنیم اون وقته که

از کاروتفریح و خونه لذت می بریم.

حالا هدف رو چه طوری بشنایسم؟؟؟؟؟

که وسط راه خسته نشیم و سرد.که دیگه از ادامه دادن پشیمون نشیم.

به نظر شما هدف چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واسه من که جواب دادن بهش خیلی سخته.

میدونم تو آدامای مختلف با سلیقه های مختلف هدف فرق داره .

ولی باید وجه اشتراکی باشه

مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا اینا رو خوندین نگین طرف قاطی داره ها

من خودم آدم هدفداریم و هدف مند

نوشته شده توسط Best Girl در 20:50 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم خرداد 1386

سلام،خوبین؟

الان دیگه فصل امتحاناست و مشغول درسا هستین.اون موقع که

امتحان داشتم می گفتم کی میشه راحت شم ،حالا میگم یادش

بخیر کاشکی اون روزا برگردن.

دوباره باید شروغ کنم اونم از اول،میدونی کنکور چند ماه دیگه

هست؟؟؟میگم با خودم اگه اون اتفاق لعنتی نیفتاده بود و کنکورم

رو داده بودم  شاید الان قبول شده بودم

ولی دیگه با این شاید و اماها چیزی عوض نمیشه،پس شروع

میکنم و می خونم به امید قبولی،باید قبول بشم.

میدونم پستام خسته کننده هستن ،ولی باید واسه دلم بنویسم

شاد باشین

 

نوشته شده توسط Best Girl در 0:6 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم خرداد 1386

باید بشه

سلام ،خوبین؟

نمیدونم چرا این طوری شدم!اصلا انگار تو این دنیا نیستم میام، میرم،می بینم،می شنوم،

درد می کشم ولی هیچ عکس العملی از خودم نشون نمیدم

 نمیدونم بعد  چند روز اومدم نت و میل یکی از بهترین ها رو خوندم ،گفته بود بیام بنویسم

حرفامو بگم تا سبک بشم،نمیدونم از چی بگم ؟؟؟

واسه خودمم جالبه!!من اصلا اینجور دختری نبودم ،هیچ وفت فکر نمی کردم یه حادثه این فدر

من رو عوض کنه.

میدونی اگه گفتم از بعضی ها انتظار داشتم یعنی چی؟؟یعنی اینکه وقتی اومدم و گفتم

چه اتفاقی واسم افتاده باور کتی.نه اینکه هر چی می خوای بگی و بعدا بگی شاید اون

راست گفته باشه.

اصلا گذر زمان رو نمی فهمم ،امروز وقتی یکی از دوستام زنگ زد گفت ساناز تولدت نزدیکه

باورم نشد ولی به خودم اومدم دیگه باید تلاش کنم و خودم رو پیدا کتم به قول محسن

بشم همون دختر پر شر و شور سابق

یعنی میشه؟؟؟باید  بشه

اصلا جمله هام بهم ربطی نداره ولی نوشتم واسم لازم بود

پستی که محسن آپ کرده معرکه است من رو یاد خیلی چیزا انداخت

شاد باشین و لبتون همیشه خندون.

نوشته شده توسط Best Girl در 0:57 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386

I asked god

I asked god to take away my habit

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد.

 

God said, no It is not for me to take away, but for you to give it up

خدا فرمود،خودت باید آنها را رها کنی.

 

I asked God to make my handicapped child whole

از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد.

 

God said, His spirit is whole, his body is only temporary

فرمود،لازم نیست،روحش سالم است،جسم هم که موقت است.     

 

I asked God to grant me patience, God said: Patience is a byproduct; it isn't granted it is learned

فرمود: صبر،حاصل سختی و رنج است، عطا کردنی نیست،آموختنی است

 

I asked God to give me happiness

گفتم:مرا خوشبخت کن.

 

God said, no I give you blessings, happiness is up to you

فرمود:"نعمت"از من خوشبخت شدن از تو 

 

I asked God to spare me pain

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند.

 

Suffering draws you apart from worldly God said, no cares and brings you loser to me

فرمود: رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند.

 

I asked God to make my spirit grow

از او خواستم روحم را رشد دهد.

 

God said, no you must grow on your own! But I will prune you to make you fruitful

از او خواستم روحم را رشد دهد، فرمود:نه تو خودت باید رشد کنی.من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی.

 

I asked God for all things that I might enjoy life

از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم.                          

 

God said, no I will give you life, so that you may enjoy all things

فرمود:برای این کار من به تو"زندگی" داده ام.  

                                    

I asked god to help me love others as much as He loves me, God said Ahab finally you have the idea

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد،من هم دیگران را دوست بدارم.

خدا فرمود:آهان بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد!!!!!!!   

امیدوارم دعای همگی مستجاب بشه.

 

این مطلب رو من آپ کردم ساناز آپ نکرده، فکر نکنید اینقدر بی وفاست که به شما سر نزده و آپ کرده

 

محسن                             

 

نوشته شده توسط Best Girl در 0:14 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386

دلم گرفته

دلم گرفته....خیلیییییییی

نمیدونم از چی و کی.ولی آروم ندارم.

دلم می خواد برم ولی کجا؟؟؟؟تو میدونی ؟؟اگه میدونی بگو!!!

تو این مدت بعد اون سانحه من یکی دیگه شدممممممم .دیگه به هیچ کس اعتماد ندارم

نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟

خیلی ها که اصلا فکرش رو نمی کردم تو این مدت همش باهام بودن،همراهم بودن

خیلی هام که همیشه فکر می کردم تنهام نمیذارن ............................

می خوام بشم اون آدم سابق ولی واقع بینانه تر،زمان می بره میدونم ولی نمیدونم

من طاقت و صبر شو دارم یا نه؟؟

دیگه بیشتر نمی تونم بنویسم چون نباید زیاد بشینم دیگه تحمل اینم ندارممممم

 

نوشته شده توسط Best Girl در 1:53 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386

....

سلامممممم

زمان چه زود می گذره و ما غافل

نمیدوتم اینجا چی کار می کنم و واسه چی دارم می نویسم چون من رفته بودم

امشب دام خیلی گرفته شاید ماله اونه اینجام

بعد اون تصادف لعنتی و .....هتوز آب روغنم میزون نشده

شاید بازم بیام شایدم نه

شاد باشین

نوشته شده توسط Best Girl در 0:13 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

جمعه سوم شهریور 1385

بدرود

سلامممم

نمیدونم از چی بنویسم.همیشه واسم خداحافظی سخت بوده ،و

خداحافظی از شما سخت تر،شما دوستایی که اکثرتون رو از قلم هاتون

می شناختم.

این وبلاگ رو بهترین دوستم محسن حدود یکسال و چند ماه پیش واسم درست کرد

و تو بهتر شدن این وبلاگ خیلی بهم کمک کرد،که از همین جا خیلی خیلی

ازش تشکر مینکم.

جدا نیمیدونم چی بگم خیلی سخته ،من وبلاگم خیلی دوست دارم و

خداحافظی ازش واسم خیلی خیلی سخته ولی این رو مطمئنم که هیچ

وقت این وبلاگ و اون دوست رو فراموش نمی کنم چون خیلی خیلی

دوستشون دارم ای کاش اون هم............

هر آغازی را پایانی،هر آمدنی را رفتنی و هر سلامی را بدرودی است

و الان وقت بدرود من است البته من نخواستم یکی دیگه خواست.....

بگذریم از همه دوستانم:محسن جان ،امیر حسین،نیما و تانی عزیز،دو تا

سیاوش ها و مصطفی و مهرداد و عسل عزیز و مریم و نیلوفر و ندا"که هیچ

وقت یه دونه کامنت هم نذاشت"و مهرداد وسعید.........خیلی از دوستان

دیگه تشکر میکنم و واسه همتون آرزوی خوشبختی و موفقیت روز افزون

دارم بخصوص واسه اون

شاد باشین

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط Best Girl در 23:50 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385

مناجات

الهی!

گاه می گویی که فرود آی

و گاه می گویی که گریز

گاه فرمایی که بیا

و گاه گویی که پرهیز

خدایا

نشان قربت است این

یا محض رستاخیز؟

هرگز بشارت ندیدم تهدید آمیز

ای مهربان بردبار

ای لطیف و نیک یار

آمدم به درگاه

خواهی به نازدار و خواهی خوار.

نوشته شده توسط Best Girl در 11:58 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

یکشنبه یکم مرداد 1385

اکنون روز آن است که خویشتن را دریابی و امروز هم آن است که آهنگ رفتن

کنی،آهنگ فردای روشن خویش.                                    دونالدین

عشق نگاه کردن است و پی بردن،عشق یکی از هزار و یک اسم خداست.

                                                                                    لئوباسکالیا

عشق رضایت تسلیم دو شخص آزاد به یکدیگر چنان برای خدا جلوه گر شد 

که آن را آیین دینی شناخت.                                             پل کلودل

آن باش که هستی ،و آن شو که توان بودنت هست.           

                                                                                      رابرت لویی

دیروز تاریخ است ،فردا معماست ،امروز زندگی است.

                                                                                     رابرت کوپر

اگر بدانی کیستی ،چه می خواهی چرا می خواهی پس می توانی که

زندگی را ازآن خویش کنی تنها اگر بخواهی.                       سوزان پولیس

هر کس محبت نکند خدا را نمی شناسد چون خدا محبت است.

                                                                                       دکتر ژوزف

به مشکلاتتان بخندید تا همیشه موضوعی برای خندیدن داشته باشید.

                                                                                         لین کرول

فرداهای تو روشن است ،هم بدانسان که تو بنیاد می نهی.

                                                                                         دونالدین

                                            *************

سلام به همه دوستای گلم

من از این جمله ها خیلی خوشم میاد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

راستی هر کسی میخواد به من در مورد آپ وبلاگش یا چیزای دیگه خبر بده

اگه میشه تو کامنت ها واسم بذاره ،مرسی،شاد باشین

                                                                                    

  

نوشته شده توسط Best Girl در 23:54 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم تیر 1385

مینای محبت

ای مهربانترین ،بگذار از مهربانی نگاهت سخن بگویم ،از چشمانت که چه

شبها  تا صبح پای گهواره من بی خوابی کشیده،از بزرگواری دستهایت سخن

بگویم که از جور زمان پینه بسته،مادر مهربان من ، اجازه بده شانه هایت را

نوازش کنم ،شانه هایت را که روزی مرا به دوش می گرفت و اینک از

نامهربانی ایام خمیده است ،ای مادر ،ای مینای محبت ،دوست دارم زیباترین

واژه ها را در کنار هم بنشانم و با زنجیر مهر و عاطفه آنها را پیوند دهم و

نارساترین و لطیف ترین جملات شوند و آنگاه آن را به تو هدیه کنم.

ای مادر ،ای سپیده ترین شکوفه بر تن درخت گیلاس ،ای بهترین ترانه بر لب

رود ،تو وسیع ترین اقیانوسی هستی که روزگار تا به حال به خود دیده ،چون

سینه ات آنقدر پر پهناست که هفت آسمان درد در آن می گنجد.

پس ای محکمترین تکیه گاهم با من همیشه بمان.

                            ****************************

مامان جونممممم خیلی دوست دارم روزت مبارک

                             ****************************

 روزت مادر رو به همه مامانای ناز تبریک میگم،دوستون دارممممممم.

نوشته شده توسط Best Girl در 23:45 | موضوع:
• لینک ثابت   •